تبلیغات
آشناس!؟! - ...
من تماشای تو میکردم و غافل بودم . . . کز تماشای تو خلقی به تماشای منند !

...

دوشنبه 29 اسفند 1390 04:19 قبل از ظهر

نویسنده : میم کاف

کاش،باورم بشود که من هیچ نمیدانم....

و آزاد کنم این سکوت تلخ تنهایی را...

چون آزاد شد پرواز بیاموزمش...

و تا پرید بگویمش...

سلامم به او برسان و بگو...

هنوز چشم به راهت نشسته...

همان که میداند،هیچ نمیداند...

بیا و بشناسان به من راه توحید را...

من،منتظرم...

میم کاف




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -