من تماشای تو میکردم و غافل بودم . . . کز تماشای تو خلقی به تماشای منند !

...

جمعه 2 اردیبهشت 1390 11:15 قبل از ظهر

نویسنده : میم کاف
دیگر وقت باران است.
که بیاید و این عاشق زنجیر را سلامی دهد.
گلویی تازه کنیمو نفسی بکشیم.
که نه من تاب نگریستن دارم و نه او کلید این قفل...
باز،آرام آرام...
تنها ببار که کسی نداند آسمان سالهاست که به یاد من میگرید...


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic