من تماشای تو میکردم و غافل بودم . . . کز تماشای تو خلقی به تماشای منند !

برکه...

پنجشنبه 16 اردیبهشت 1389 07:43 بعد از ظهر

نویسنده : میم کاف

برکه بود و من و چند نفر.

گفتم که چه میبینید؟

یکی گفت که آب.

یکی گفت برکه.

تبسم کردم و سکوت.

هیچ نگفتم.

چون آنچه را که من دیدم آنها ندیدند.

من در آن برکه تصویر دنیایی را دیدم  که از زلالی آب برکه ،هیچ بدی در خود نداشت.

و چه زیبا بود.ای کاش که تو هم  میدیدی...

............................................................

تقدیم به تمام خوانندگان این وبلاگ...

میم کاف




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات