من تماشای تو میکردم و غافل بودم . . . کز تماشای تو خلقی به تماشای منند !

(چیزی از دل،برای دوستان)

چهارشنبه 26 اسفند 1388 04:54 قبل از ظهر

نویسنده : میم کاف

چه سخت است و چه آسان.

زیر باران چه زیباست.

آسمانت چه زیباست.

تو چه زیبایی.

....................

چه خوابیست این دنیای سرگردان.

نمیدانم که خوابیم یا در خواب خوابیم.

چه گذشت بر ما در این جنگل.

کاش می ماندیم.

در کوه و دشت زیبایش قدم نمی گذاشتیم.

زیباییش را از جهت زمینی بودنمان می گویم.

........................

می خواهم داستان این دل بزرگ را در این دنیای کوچک و بزرگ برایت بگویم.

داشتم و نداشتم.

بودم و نبودم.

خواستم و نخواستم.

چه کسی دانست که چه می گویم در دل این نوشته های از دل برخواسته.

تنها می نویسم ،تا اگر آمد کسی و گفت که بود.

در پیچ و تاب کوچه های زندگیم که در این چند خط نوشته ترسیم کردم، دوان دوان بگردد تا شاید کمی نزدیک شود به آنچه از دلم برخواست.

که شاید بر دلش نشیند.

هر که هستی از گذشته.....

سلام بر تو.............




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic